خدمت دوست نویسنده مطلبی میگویم بعد از این خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
یه روز یه خارجی میاد ایران میبینه تو مسجد غذا میدن میگه مگه اینجا نباید نماز بخونن؟ بهش میگن اگه نماز میخوای برو دانشگاه.
میگه مگه تو دانشگاه جای درس خواندن و آدمای روشنفکر نیست؟میگن اگه آدم روشنفکر میخوای برو زندون اوین.
میگه زندون که جای دزداست میگن: زکی پس کی مملکت رو میگردونه.
حالا پس دیگه ناراحتی نداره که وقتی وزیر ما نماینده ما شهردار ما همه پاسداران وقتی پاسدار ما یه بچه 10 سالست که قدش از قد تفنگ کمتره وقتی هیچی سر جاش نیست وقتی همه چیز رو دوش امام زمانه بذار کتاب آموزشی هم رو مستراح باشه.
دوستدار یکایک شما علیرضا-ز
| اثبات مسلمان بودن برخی از نمایندگان از طریق احراز ختنه | |||||||||||
|
حسین شریعتمداری خواستار حمله مسلمانان به مصر و امارات و بحرین شد. وی در روزنامه کیهان که وابسته به رهبری جمهوری اسلامی که اندکی موضع رسمی حاکمیت هم محسوب میشود، خواستار آغاز یک جنگ شد بلکه شرایط ظهور زودتر فراهم شود، چون حوصله برادران حجتیهای اندکی سر رفته است. بعد از انتشار این مقاله هم ناتو از کشورهای عربی خواست علیه ایران همکاری کنند. اصولا وجود آقای حسین شریعتمداری شدیدا به نفع منافع ملی ایران بوده و تمامی تلاشهای خاتمی و غیره برای اینکه دنیا خیال کند ایران کشور کاملا آرام و بیخطری است را روانه فاضلاب کرده است. تعدادی مین و سلاح ساخت ایران در افغانستان کشف شد. این موفقیت بزرگ را به صنایع نظامی ایران و برادران قاچاقچی سپاه پاسداران تبریک عرض کرده و شدیدا خوشحالی خود را بابت دادن بهانه به جماعت برای تحریم و حمله به ایران را ابراز میکنیم. کشورهای ۵+۱ بر سر صدور قطعنامه سوم تحریم ایران به توافق رسیدند. مقامات معظم و نسبتا معظم ایران هم البته قبل از صدور نخستین قطعنامه پیشبینی کرده بودند که ۵+۱ هیچ غلطی نمیتواند بکند، پیش از صدور قطعنامه دوم هم همین پیشبینی را کردند که هنوز این پیشبینیها کماکان ادامه دارد. از برزگان نظام درخواست میشود فعلا فال ورق را کنار بگذارند و از فال قهوه استفاده کنند، شاید نتیجهاش بهتر از آب در آمد! ۹۷ درصد اصلاحطلبان رد صلاحیت شدند. این پیروزی بزرگ را به آقایان خاتمی، هاشمی رفسنجانی و کروبی تبریک و تسلیت عرض میکنیم. تا کنون تعدادی از نزدیکان خاتمی و اعضای کابینهاش به اتهام فساد مالی و بمالی از دور خارج شدهاند. اتهام اکثر اصلاحطلبان هم اخلاقی است و احتمالا در دوران دوم خرداد حواسشان زیادی به منشی دفتر و الباقی علیامخدرههای محل کارشان بوده. خیلی از اصلاحطلبان هم نامسلمان شناخته شدند که ورود این گروه را به اقلیتهای دینی تبریک عرض میکنیم و مطمئنا از امروز به بعد خواهند فهمید وضعیت اقلیتهای دینی در کشور چگونه است! تعدادی از نمایندگان سابق مجلس که متهم به نامسلمان بودن شدهاند امروز بدون شلوار و با پارچهای که دور خودشان مثل بچههای تازه ختنه کرده پوشیده بودند مقابل وزارت کشور جمع شده و به مسوولان اجرایی نشان دادند که کاملا ختنه شدهاند و کاملا هم مسلمانند. فعلا معاونت ختنه وزار کشور در حال بررسی کیفیت اسلام افراد مذکور است. خدا را شکر که قرار نیست برای رای دادن همه مردان به برادران ثابت کنند که مسلمان شدهاند! ستاد تفتیش عقاید یا همان ستاد انتخابات کشور اعلام کرد، پرونده مجرمان یا همان رد صلاحیت شدهها را به دادگستری داده تا معلوم شود این همه مجرم چطوری جرات کردهاند سر و مر و گنده بیایند ثبت نام کنند. دادستانی تهران هم اعلام کرد بند ویژه رد صلاحیت شدهها به زودی در زندان اوین راهاندازی خواهد شد تا این همه مجرم خطرناک آزادنه تو خیابانها به ناموس مردم کاری نداشته باشند. خاتمی که میخواست چند روزی در داووس تفریح کند، بعد از رد صلاحیت گسترده اصلاحطلبان به تهران بازگشت تا با کروبی و هاشمی رفسنجانی جلسه بگذارند تا بلکه راهی برای فرستادن چندتایی از اصلاحطلبان به مجلس پیدا شود. خاتمی این بار از ترس اینکه مبادا اتفاقی بعد از سفر اروپاییاش بیافتد حتی با مردها هم دست نداده است تا پرونده جدیدی به پرونده دست دادن با زنان در ایتالیا اضافه شود. خاتمی هیاتهای اجرایی را تنگ نظر خواند. کلاغستون معتقد است که اعمال تنگنظری جماعت ناشی گشادی بیش از حد بخشی از اصلاحطلبان در مقابله با جناحراست میباشد که احتمالا ناقی خوردن زیاد هندوانه و عدم مصرف سنجد است . ۲. در راستای اینکه سرپرست وزارت آموزش و پرورش که در دوران طفولیت همکلاسی احمدی نژاد بود و با همدیگر برای نجات کشور از دست ظلم و جور و بی عدالتی و تبعیض و چیزهای دیگر از جمله جداسازی هر نوع خانم از هر نوع آقا تلاش می کردند، خواستار جداسازی کتابهای درسی شده است و با توجه به این که همین سرپرست محترم گفته است که « نیازهای روحی و جسمی دختران و پسران در شرایط سنی مختلف متفاوت است» پس نتیجه می گیریم که به قول سرپرست جدید وزارت آموزش و پرورش « هدف این تغییرات در کتابهای درسی ایجاد ممنوعیت و محدودیت برای خانمها نیست» بلکه ایجاد محدودیت برای استکبار جهانی است، بنابراین نسخه جدید دروس دبستان برای پسران و دختران که از این پس در مدارس تدریس می شود، بشرح زیر خواهد بود. آن زن آمد( ویژه مدارس دخترانه) برف آمد( ویژه مدارس پسرانه) سارا و سوسن( ویژه مدارس دخترانه) نرگس و مادر بزرگ ( ویژه مدارس دخترانه) ۳.
| |||||||||||
فساد مقدس؛ جرم مقدس؛ شهر مقدس و خطوط قرمز مقدس
حامد متقى
در طى اين ربع قرن اخير مسئولين قم كه اكثر آنان نيز غير بومى بوده اندشعارهاى جذاب دادند اما تنها دستاورد مشترك آنان خوردن مهر ?محرمانه? بر پاى هر آنچه شهر گل و بلبل قم را نمودى ديگر مى داد, بود. *تعطيلى ورزشگاه حيدريان كه بزرگترين و مجهزترين مجموعه ورزشى اين شهر است كه
د90 درصد فعاليت هاى ورزشى بانوان در آن انجام مى شود توقع دارند كه اين دختركان پاك در كنار خيابان ها بايستند, بوق هاى ماشين هايى را براى صيدشان مى آيند, بشنوند و
mottaghi@naqshineh.com قم شهرى است كه مقدس مى خوانندش؛ شهرى كه هيچ ايرانى نيست كه نامش را نشنيده باشد چرا كه ديروز كانون انقلاب بود و امروز پايتخت معنوى جمهورى اسلامى.
آنچه بر اهميت قم افزوده وجود بارگاه حضرت معصومه (س) در اين شهر است كه بى شك مكانى مقدس به شمار مى رود, اما, آنچه مهم به نظر مى رسد صفتى است كه نام شهر قم همواره در طى اين ربع قرن اخير يدك مى كشد؛ مقدس.
ره آورد اين صفت اما, تنها حاصلى كه داشته محصور كردن قم و ايزوله كردن اين شهر از ساير نقاط كشور است چرا كه تصويرى كه در طى بيش از دو دهه از قم نشان داده شده دورنماى شهرى گل و بلبل است؛ شهرى كه ام القراى جهان اسلام است, شهرى كه به خاطر تقدس آن, مدينه فاضله اى است كه هيچ نابهنجارى در آن قابل تصور نيست.
اغراق در مقدس دانستن و ناميدن قم امروز تا بدانجا رفته كه همه چيز آن ظاهرا دچار تقدس شده؛ خاك آن, گورهاى آن, آب آن, نان آن و... و همين تقدس همواره يك كلمه را قرين اخبار و رويدادهاى اين شهر كرده است: ?صلاح نيست منتشر شود?.
در پس اين وجه تسميه, به علت عدم آگاهى, ظاهر سازى و خوشبينى دور از تدبير, ناهنجارى هاى اجتماعى روز به روز در عمق اين شهر گسترش يافته و ريشه دوانده تا بدانجا كه شايد برخى از آنها از نرم كشورى آن نيز گذشته اند.
در طى اين ربع قرن اخير مسئولين قم كه اكثر آنان نيز غير بومى بوده اند هر گاه بر مصادر امور خود تكيه زدند شعارهاى جذاب دادند اما تنها دستاورد مشترك آنان خوردن مهر ?محرمانه? بر پاى هر آنچه شهر گل و بلبل قم را نمودى ديگر مى داد, بود و شعار مشترك اكثريت آنان ?اينجا قم است? و ?در قم نمى توان كار كرد?.
در اين ميان و در بين رشد ناهنجارى هاى اجتماعى در اين شهر استان مطبوعات محلى قم نتوانستند نقش چندان مثبتى در آگاه سازى مردم و انجام رسالت مطبوعاتى خود داشته باشند چرا كه اينجا همه خطوط قرمزند. مردم قم به ياد مى آورند روزى را كه نشريه قم امروز پرتيراژترين نشريه محلى اش كه به معضلات اجتماعى مى پرداخت با بيش از 20 شكايت به به عنوان اولين پرونده مطبوعاتى به دادگاه رفت و مديرمسئولش به 6 ماه حبس و 2 سال محروميت از فعاليت هاى مطبوعاتى محكوم شد در حالى كه از ميان هيئت منصفه اى كه اتفاقا معاون مطبوعاتى اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى قم نيز عضوش بود تنها 2 نفر بودند كه بر مجرميت مديرمسئول اين نشريه تأكيد نداشتند. اين نشريه سرانجام به گفته برخى از اعضاى تحريريه اش بر اثر فشارهاى وارده تعطيل شد و طبق شنيده ها صاحب امتيازش از قم رفت. مردم قم به خاطر مى آورند روزى را كه مديرمسئول نشريه پيام قم به خاطر درج گزارشى درباره نزول خوارى در اين شهر و نيز خودفروشى زنان به دادگاه رفت. او نيز محروميت از فعاليت هاى مطبوعاتى گرفت اما رأيش تعليقى شد.
مردم قم به خاطر مى آورند روزى را كه چاپ كلمه خوك در نشريه ايمان چه جنجالى در اين شهر برانگيخت و آن را اهانت به ارزش ها چسباندند. مردم قم به خاطر مى آورند روزى را كه به دروغ نشريات قم را متهم به توهين به ائمه كردند و در اين ميان ارشادى كه لااقل بايد در ظاهر هم كه شده در مقابل ظلم مسلم به مطبوعات مدافع آنان باشد, سكوت كرد. مردم قم به خاطر مى آورند روزى را كه يك نشريه تندرو سنتى در اين شهر كه اتفاقا يكى از مسئولين اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان قم از دست اندركاران اين نشريه بود ساير نشريات را به ترويج اباحه گرى (بى حياگرى) متهم كرد و از مردم خواست به وارد ميدان شوند تا بساط نشريات را برچينند و شايد ندانند كه برخى دفاتر نشريات در آن موقع به حالت نيمه تعطيل درآمدند و اگر نامه سرگشاده جمعى از روزنامه نگاران به شوراى تأمين استان نبود شايد... آرى اين نشريه نيز خود را مدافع ارزش ها مى دانست و بر تقدس قم تأكيد مى كرد.
مردمى كه در خارج از قم به سر مى برند شايد ندانند كه وضعيت اطلاع رسانى تا چه شكننده است, اگر بخواهى دست از پا خطا كنى و به بخشى از معضلات قم بپردازى ضد انقلاب مى شوى و همسو با راديو هاى ضد انقلابى, قلم به مزد مى شوى و جيره خوار دشمنان...
آنها كه در قم نيستند شايد از اين آگاهى نداشته باشند كه در اينجا هيچ كس پاسخگو نيست, همه پيشينيان خود را مقصر مى دانند و شايد ندانند كه بسيارى از آمار هاى معضلات و ناهنجارى هاى اجتماعى تا چه حد محرمانه است مثلا همين آمار ايدز و آمار متناقض اعلام شده.
آنها نمى دانند كه در اينجا تقدس تا كجا پيشرفته است و هر چيز كه اين صفت را كه روى قم گذاشته اند زير سوال ببرد, خود زير سوال است و به خاطر همين همه خطوط قرمزند.
مديركل اجتماعى و امور انتخابات استاندارى قم در گفتگوى روز گذشته اش (دوشنبه 10 آذر) با روزنامه شرق از اين گلايه كرده كه جوانان قم هيچ امكاناتى ندارند اما نگفته است كه چه امكاناتى داشته و از آنها گرفته شده است. قم زمانى پارك مجهزى داشت به نام پارك سالاريه كه امروز ساختمان هاى اداره اطلاعات و جامعه الزهرا در آن بالا رفته و خودنمايى مى كند. قم روزى فرهنگسرا داشت كه آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) حكم تخليه آن را گرفت. قم روزى پاركى در مركز شهر داشت كه همه از آن استفاده مى كردند اما زمانى كه آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) آن را از شهردارى گرفت پارك دو طرفه شد, خانوادگى شد. در قم سال هاست قرار است يك فرهنگسرا بسازند هر سال, امسال به بهره بردارى مى رسد اما امسال هنوز نرسيده است. قم زمانى سينماهايش شلوغ بود, آن هم زمانى مديركل ارشادش قول داده بود كه فيلم ها در قم سانسور نمى شود اما چند بار پرده سينما را آتش زدند و فيلم را از اكران پايين كشيدند خودتان برويد شمارش كنيد, آيا مردم و بخصوص جوان هاى اين شهر از ترس آتش گرفتن جرأت مى كنند به سينما بروند؟ قم امروز ورزشگاهى دارد كه بزرگترين مجموعه ورزشى قم است اما فردا ممكن است نباشد چرا كه آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) قم حكم تخليه اش را گرفته است و مسئولين تربيت بدنى قم مى گويند كه حاضر به مذاكره هم نيستند و...
مى بينيد قم با وجود فقر امكانات, امكانات محدودى نيز داشت و دارد كه يكى يكى از مردم گرفته مى شود, جريانى خزنده كه عاقبتش معلوم نيست. البته براى ما معلوم است شايد مثلا با تعطيلى ورزشگاه حيدريان كه بزرگترين و مجهزترين مجموعه ورزشى اين شهر است كه 90 درصد فعاليت هاى ورزشى بانوان در آن انجام مى شود توقع دارند كه اين دختركان پاك در كنار خيابان ها بايستند, بوق هاى ماشين هايى را براى صيدشان مى آيند, بشنوند و در دامى بيفتند كه گوهر عصمتشان را به راحتى از دست بدهند براى اينكه...
مديركل اجتماعى استاندارى كه بخشى از سخنانش در مورد افزايش ناهنجارى هاى قم است از نبود امكانات در اين شهر سخن گفته اما هيچ اشاره اى نكرده در اين شهر كه صفت تقدس را با آن همراه شده چند مدرسه علميه وجود دارد, نگفته كه 300 مؤسسه پژوهشى در قم مشغول فعاليتند كه اكثرشان فعاليتشان دينى است, نگفته كه 25 درصد جمعيت قم را طلاب علوم دينى و خانواده هايشان تشكيل مى دهند. نگفته چه تعداد مؤسسه فرهنگى در قم است كه براى خارج از قم فعاليت مى كنند و براى صدور دين, نگفته كه چه تعداد از آيات عظام در قم زندگى مى كنند و چقدر تذكر داده اند...
آرى! اينجا قم است. شهرى كه صفت تقدس هميشه همراهش است و در آن پيدا كردن كيلو كيلو مواد مخدر شايد از پيدا كردن قرص استامينوفن راحت تر باشد. راستى از خود پرسيده ايد كه خريد و فروش و مصرف مواد مخدر در اين شهر چه وضعيتى دارد و آمار دستگيرشدگانش چقدر است؟ مى دانيد؟ نه نمى دانيد محرمانه است. مى دانيد وضعيت فساد و فحشا در قم چگونه است؟ نه نمى دانيد چون محرمانه است. مى دانيد ...؟ نه نمى دانيد...
قم را هنوز هم ام القراى جهان اسلام مى نامند. روزى قرار بود مردم اين شهر براى دنيا و حداقل بيش از يك ميليارد مسلمان نمونه باشند. هنوز هم شايد, به آمار محرمانه استناد نمى كنم كه مدت هاست آمار دقيقى راجع به ناهنجارى هاى قم منتشر نشده است, به آمارى كه يكى از مسئولان مبارزه با مفاسد اجتماعى در سه سال پيش بيان كرده استناد مى كنم, به نشريه قم امروز در 12 بهمن 1379: جرايم نسبت به سال گذشته (78) رشد زيادى داشته است, به طور مثال مراكز فساد و فحشا و همچنين عمل قبيح زنا 100 درصد افزايش داشته است, عمل شنيع لواط 5 درصدافزايش نشان مى دهد, شرب خمر 200 درصد افزايش داشته است, عمل منافى با عفت عمومى 118 درصد افزايش داشته است (علنا رابطه نامشروع مرد و زن بوده است), تظاهر به فعل حرام 31 درصد افزايش داشته است, جريحه دار كردن عفت عمومى 200 درصد افزايش داشته است (نوارهاى مبتذلى كه داخل خودروها پخش مى كنند), فرار از منزل 200 درصد افزايش را نشان مى دهد (اكثرا دختران) و همچنين اجراى حكم شلاق نيز 50 درصد افزايش داشته است... در مورد كشفياتى كه انجام شده اشياء مبتذل 300 درصد افزايش داشته, آنتن ماهواره 200 درصد افزايش داشته, نوار كاست 300 درصد افزايش و مشروبات الكلى 100 درصد افزايش را نشان مى دهد... آمار سه ماهه 79 در رابطه با دستگير شدگان تمام مسائل را بازگو مى كند كه اكثر دستگيرشدگان خانم, جرمشان رابطه نامشروع بوده است كه 52 درصد اين افراد مجرد, 40 درصد متأهل, 6 درصد مطلقه و يك درصد متعلقه بوده اند... و 71 درصد اين افراد زير 33 سال يعنى در سنين جوانى.
نمى دانم بايد اين موارد را نوشت يا نه اما مى دانم كه تمام اين موارد سياه نمايى قم است و شايد مكافات (!) نيز داشته باشد اما روى سخنم با رسانه هاى گروهى است كه خارج از قم فعاليت مى كنند. اينجا مطبوعات و بسيارى از خبرنگاران و روزنامه نگاران جرأت پرداختن به خيلى از مسائل را ندارند, مسائل سياسى را نمى گويم, منظورم ناهنجارى هاى اجتماعى است. اينجاست كه وظيفه رسانه هاى گروهى و بالاخص نشريات بيش از پيش سنگين مى شود چرا كه بايد جور همكارانشان را هم بكشند آن هم فقط به خاطر مردم.
نمى دانم ديگر چرا جرأت چندانى براى مطبوعات محلى و خبرنگاران آنها نماينده اما روزى را به ياد مى آورم روزى را كه در حين تهيه گزارش به جرم گفتگو با يك زن كه بد حجاب مى ناميدندش 4 گزارشگر كه دو نفر از آنان دختر بودند بازداشت شدند اما بايد اثبات مى كردند هدفشان از تهيه گزارش رابطه نامشروع با همكارانشان و زير پا گذاشتن ارزش ها و شكستن تقدس قم نبوده است (؟!!) آخر ارزش ها را زير پا گذاشته بودند (وزش باد چند تار زنى را روى صورتش ريخته بود) اما مى دانيد چرا ارزش ها را زير پا گذاشته بودند و تقدس قم را شكسته بودند؟ چون سوژه گزارششان نقش محدوديت ها در گسترش ناهنجارى هاى اجتماعى و جرم و بزه بود و از آن چهار نفر, سه نفرشان حرفه اى كه به آن عشق مى ورزيدند كنار گذاشتند, خود را محدود كردند و رفتند و آن روز بايد بودى و استدلالاتشان را مى شنيدى تا از خودت هم بيزار شوى... روزى را به ياد مى آورم كه سزاى انتشار خبر دستگيرى اعضاى باند بزرگ فساد و فحشايى كه زنان و دختران اين شهر را به دام مى انداخت, بازداشت بود, چرا كه زير پا گذاشتن ارزش ها و شكستن تقدس قم بود. روزى را به ياد مى آورم كه خبرنگار يك خبرگزارى در حين تهيه خبر بازداشت شد چرا كه... روزى را به ياد مى آورم كه... روزى را به ياد مى آورم كه... اما نمى گويم شايد همكاران سابقمان كه البته تعدادى از آنها دخترند راضى نباشند و روزى را به ياد مى آورم كه يك مقام مسئول كشف كرده بود كه... راستى دختركان روزنامه نگار در اين شهر چه گناهى كرده اند؟
اينها را نه از آن جهت گفتم كه مظلوم نمايى باشد و نه از آن جهت كه خودنمايى كه اينجا نيز چنين اتفاقاتى مى افتد اما بهانه هاى واهى را درك مى كنيد؟ بسيارى از آنان كه در راه اطلاع رسانى ساليان سال زحمت كشيده بودند قلم را برزمين گذاشتند و ديگر حاضر نيستند كه بنويسند. آنها هم كه مانده اند تنها براى ماندن, مانده اند كه جرأت پرداختن به بسيارى از مسائل را ندارند, آنها هم كه قلمى مى زنند و سخنى مى گويند شايد از روى پررويى شان باشد وگرنه...
نمى دانم چرا از اطلاع رسانى واهمه دارند, نمى دانم چرا آمارها محرمانه است؟ نمى دانم ارزش ها كدام است, فقط اين را مى دانم كه تقدسى كه همنشين نام قم شده همه چيز را رنگ و بويى از تقديس داده و متأسفانه تا بدانجا رفته كه آنها كه با قم ناسازگارى ديرينه دارند ناهنجارى ها و جرايم و همه چيز اين شهر را نيز مقدس جلوه مى دهند!!!
آرى اينجا قم است و قم شهرى است كه به قول اسماعيلى مقدم, نماينده مردمش در مجلس شوراى اسلامى, فقط براى مردن به اين شهر مى آيند.
|
۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۲۵ , ۰۴ |
|
|
|
|
|
نظرات كاربران : |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
1. یکی از مبانی رشد و توسعه در غرب تفکیک مدیریت از مالکیت بوده است . عامل بسیار مهم دیگر افزایش مشارکت مردم در عرصه های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و همچنین اقتصادی بوده است . متون کلاسیک بر این قول متفق اند که اگر چه اولین تجمعات انسانی غیر وابسته به حکومت ها در اروپا ، به طبقه مرفه و سرمایه داران تجاری و بازرگانی تعلق داشته است اما به فاصله کوتاهی طبقه متوسط توانست راه خود را به این محافل و سالنها باز کند و اندیشه و مرام خود را بر آنها تحمیل کند به گونه ای که کم کم مکاتب فلسفی و ایدئولوژیکی در اروپا سر برآوردند که در حقیقت آنتی تز و دشمن خاستگاه های اجتماعیشان بودند . در این میان طبقه متوسط علاوه بر ستیز با سرمایه داری و کاپیتالیسم ، با اتهام عامل فقر و جهل بودن اغنیاء ، طبقات فرودست جامعه مثل کارگران را نیز با خود همنوا سازد همچنین تکثر آراء ، پذیرش جامعه مدنی ، ناسیونالیسم ، فردیت ، مالکیت فردی ، ارتقاء همبستگی ملی و روحیه جمع پذیری ، اعتقاد به خرد جمعی و تقدس تخصص و تعبد در برابر قوانین منجر به ایجاد جامعه جدیدی شد که ضمن مقبول بودن نظر هر کس همه به متخصصین رجوع میکردند . با این وجود هر چیز حتی تخصص در مقوله ملی مقبولتر تلقی میشد و کالاهای ساخت داخل به فرض کیفیت نازلتر نسبت به جنس خارجی بیشتر مورد اقبال بود .جامعه مدنی طبقه متوسط را در امنیت و آرامش قرار داده بود و فردیت حوزه خصوصی مطابق میل فرد را مشروعیت بخشیده بود . مالکیت فردی به همراه همبستگی ملی و روحیه جمع پذیری تحت تسلط فلسفه حقانیت خرد جمعی اجازه تشریک مساعی سیاسی در قالب احزاب و شراکت در امور اجتماعی در شکل ngo ها و تاسیس شرکتهای سهامی عام را به انسانها داده بود . تخصص ها از جمله مدیریت علمی که در عین تخصصی بودن باید سود و رضایت سهامدارانی را تامین میکرد که به زحمت پس اندازهایشان را برای ناسیونالیسم و ملیت و فردیت خویش و آینده روشنتری که قانون به شدت آنرا رصد میکرد فرم نوعی زندگی را در جهان به رخ تاریخ میکشید که بی سابقه بود . نتیجه این نوع نگاه به زندگی عبارت شد از رفاه ، امنیت و مطلوبیت فوق العاده افراد از زندگی خوشایندی که در طول تاریخ بشریت ، هر شب در خواب میدید !
2. اقتصاد دانی معاصر ( کینز) گفته است برای ثروتمند تر شدن جامعه بهتر است درآمد بیشتر را طبقات مرفه تر جامعه داشته باشند زیرا این افراد از آنجا که نیازهای ضروریشان تامین شده است بخش قابل ملاحظه ای از درآمد و ثروت خود را پس انداز میکنند و همه دانشجویان ترم اول اقتصاد میدانند که پس انداز ملی امکان سرمایه گذاری و سپس تولید و آنگاه درآمد را ممکن میسازد ! به نظر کینز اگر افراد فقیر بدون رنج و تلاش کافی و حتی با تلاش پولی بدست بیاورند به سرعت آنرا برای نیازهای ابتدایی مثل مسکن و خوراک و پوشاک و آموزش و ازدواج و .... خرج میکنند و چیزی برای پس انداز ملی و سرمایه گذاری ملی و تولید ملی و درآمد ملی باقی نمیماند و .... ! افراد فقیر شام خوبی بخورند اما به دلیل فقدان سرمایه گذاری جدید برای درآمد جدید صبحانه ، نهار و شامی برای فردا نخواهند داشت !
3. چند صباحیست که سهامی بین بعضی از مردم توزیع میشود که پسوند عدالت به آن الصاق شده است . شاید با توجه به مقدمه های فوق نیاز به توضیح نباشد که این سهام که به رایگان پخش میشوند و ناشی از پس انداز و عرق جبین نیستند مصادیق بادآورده اند که لاجرم سوار امواج باد خواهند شد و با همین سرعت که آمده اند به زودی خواهند رفت اما بحث کوتاهی در تحلیل آثار و عواقب آن شاید خالی از فایده نباشد .
4. تجربه وام های اشتغالزایی که در دولت قبلی پرداخت میشد امروز در همه خیابانهای شهر به وضوح و قباحت قابل رویتند . با 3 میلیون تومان وام نه تنها اشتغالی فراهم نشد بلکه با ورود سیلی از اتومبیلهای کاملا از رده خارج شده که اغلب رانندگانی بی پروا و دست از جان شسته در آنها نشسته و به امر شریف مسافرکشی مشغولند و نه قانون را با آنان کاریست و نه آنان را با قانون رفاقتی و البته عاجز از بازپرداخت وامها . این گروه شغلی کاذب دست و پا کرده اند درحالیکه بخش قابل ملاحظه ای از همین وام گیرندگان به گونه ای اساسی مبلغ وام را خورده اند و تجسم المفلس فی امان الله شده اند ! سهام توزیع شده بدون تردید از لحظه تحویل قیمت گذاری شده و برای همان شام ذکر شده در بالا به زودی در بورسهای کاشیکاری و بازار توپخانه و دور میدان آزادی به فروش خواهند رفت . کسی ان قلت نکند که اینها تا مدتی غیر قابل خرید و فروشند چون با یاد آوری اینکه در مناطق ذکر شده کوپنهای باطل شده هم مثل کلیه و بسیاری از ناشنیده های عجیب و غریب با ریال معاوضه میشوند جای بحث و تاملی باقی نمیماند ! در این وضعیت جدید مثل همان خصوصی سازی های ویرانگر و رانتی ، دارندگان نقدینگی اقدام به خرید سهام به ثمن بخس خواهند کرد و فقرا چند روزی با پولهای بدست آمده در پی نیازهای ضروری خواهند رفت و تقاضا را افزایش داده و تورم را که در حال صعود است میجهانند !
5. نکته دیگر این است که تکثر سهام در دستان افراد پراکنده در سراسر کشور چه وضعیتی برای مدیریت این موسسات اقتصادی فراهم میکند ؟ آیا اساسا سهامداران جدید اهمیتی به حق رای خود میدهند ؟ سهام دار شرکت مس یا فولاد آیا برای اعمال رای تا کرمان و اصفهان و تهران خواهد رفت ؟ وقتی شما برای بدست آوردن تک تک سهام کاری نکرده اید و حتی برای انتخاب سهام یک برگ روزنامه نخوانده اید و بد تر اینکه حق انتخاب سهم نداشته اید آیا جز بر قانون دندان اسب پیش کشی عمل خواهید کرد ؟
6. سهامدار یک موسسه باید اطلاعاتی جزیی در مورد مفاهیم ابتدایی مدیریت مالی ، حسابداری صنعتی ، اقتصاد و پیگیری نوسانات بورس داشته باشد . براست شرکتهای سهامی عامی که چنین تکه پاره شده اند برای چه کسانی ترازنامه منتشر خواهند کرد ؟ و مبنای انتخاب هیات مدیره ها در این موسسات چیست ؟ آیا ممکن است هیات مدیره متقلب و ناصالح با توزیه سود بین سهامداران زمام مادام العمر ملیاردها ثروت ملی را به دست بگیرند و افراد کم درآمدی که برای شام مشکل دارند بفریبند و ... ؟
7. البته اگر به من هم فردا برگه ای بدهید که شامل ده ها ملیون ریال ارزش باشد بدهند خیلی مشرور میشوم وحاضرم در اولین انتخابات سیاسی به مبتکران عزیز و مجریان قشنگ این طرح وکالت مادام العمر بدهم . مگر ما چقدر دیگه زنده ایم ؟
8. فقر زاییده فقدان سهام و امکانات مالی انباشته شده در سالهای متوالی نیست . ریشه نابسامانیها در جای دیگریست . چرا هیچ کس در این کشور در صدد انجام عمل جراحی برای خارج کردن غده سرطانی ناکارامدی واحدهای اقتصادی و عدم تمایل یه سرمایه گذاری نیست ؟ چرا کسی نمیگوید با قربانی کردن امکانات موجود چیزی برای بقاء نسل آینده نمیماند ؟ چرا توجه نمیشود که افزودن بر سرمایه گذاری و امنیت سرمایه گذاری راه برون رفت از این مخمصه است نه تقسیم هر چه که در انبان داریم ؟
9. چرا تکثر آراء ، پذیرش جامعه مدنی ، ناسیونالیسم ، فردیت ، مالکیت فردی ، ارتقاء همبستگی ملی و روحیه جمع پذیری ، اعتقاد به خرد جمعی و تقدس تخصص و قانون نوعی شوخی و حرف باطل و دشنام سیاسی تلقی میشود و چرا تجربه بشریت در بین ما به پشیزی نمی ارزد ؟

تاریخ:
حجاب چگونه اجباري شد؟ پاسخ اين سوال را گاهي افرادي كه از نزديك شاهد واقعه انقلاب سال 1357 بودند هم دقيق و كامل نميدانند. واقعيت آن است كه حجاب اسلامي پيش از آنكه در قالب حكمي قانوني اجباري شود در فرايندي سياسي و امنيتي به جامعه القا شد.
محمد رضا، طلبه جوان مشهدالرضا در وبلاگ «رسم زمانه» نوشت: آن چه در زیر میآید استفتایی است درباره حکم سیگار که شخصی از محضر عالم فرزانه حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی ـ ادام الله ظله الوارف ـ به صورت شعر پرسیدهاند و حضرت استاد هم پاسخ این استفتاء شعری را با شعری زیباتر جواب دادهاند. شاید برای شما هم خواندن آن جذاب باشد.